به این سری از پرونده های جنایی خوش آمدید. حال شما یک کارآگاه حرفه ای هستید و با حل معما و پیدا کردن قاتل امتیاز دریافت میکنید.
📁 پرونده جنایی HR-777 (نسخه نهایی - بازجویی دوم قوی) نام پرونده: لالایی برای سوزاندن تاریخ وقوع: ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ قربانی: پریا احمدی، ۸ ساله مادر: شیوا احمدی، ۳۵ ساله پدر: هومان احمدی، ۴۰ ساله مکان کشف جسد: رودخانه کن، حوالی اتوبان تهران-شمال (در کیسه پلاستیکی، تکهتکه شده) سطح پرونده:نسبتا سخت
قربانی: پریا احمدی، ۸ ساله، کلاس سوم دبستان مادر: شیوا احمدی، ۳۵ ساله، پزشک متخصص کودکان پدر: هومان احمدی، ۴۰ ساله، جراح پلاستیک گزارش اولیه صبح ۱۷ ژانویه، شیوا احمدی با حالتی که به سختی میتوانست حرف بزند، وارد کلانتری شد. «دیشب پریا رو ساعت ۸ خوابوندم. ساعت ۱۰ رفتم اتاقش رو ببینم. تخت خالی بود. پنجره بسته بود. درها بسته بود. فقط توی کمد لباسش، یه عروسک بود با چشمهای دکمهای قرمز. روی شکم عروسک نوشته: "اول پریا، بعد تو".» پلیس صحنه را بست. هیچ اثری از پریا در خانه یا محله نبود.
صحنه جرم (خانه) اتاق پریا طبقه اول. پنجره قفل بود. در بسته. تخت مرتب. زیر بالش برگهای با خط کودکانه: «مامان من دوستت دارم. ولی خدا گفت باید برم. نگران نباش.»
سرنخهای اولیه (۱۰ مورد) ۱. عروسک: چشمهای دکمهای قرمز. دستخط بالغ، راستدست. نوشته: «اول پریا، بعد تو». ۲. کاور تخت: بزاق خشک شده (نه پریا) و چند تار موی روشن. ۳. تماس آخر پریا (۷:۵۰ شب): با پدرش هومان. هومان: «گفت فردا منو ببر مدرسه. صداش عادی بود. پشت سرش صدای خنده شنیدم. شبیه بزرگسال.» ۴. شاهد عینی: نگهبان: «ساعت ۹:۱۵ یه ماشین شاسیبلند مشکی جلوی خونه پارک کرد. ۲۰ دقیقه بعد رفت.» ۵. رد لاستیک در کوچه: شاسیبلند با آج عمیق (آفرود). ۶. دوربین مخفی در اتاق پریا: پشت قاب عکس. تصاویر به سرور خارجی میرفت. آخرین تصویر: ۸:۰۵ شب، پریا خواب. ۸:۴۵ قطع شد. ۷. پیامک رمزگذاری شده در تلفن هومان: پس از شکستن رمز: «امشب کار انجام میشه. تو فقط همسرت رو امشب بیرون ببر.» ۸. سابقه خانوادگی: هومان و شیوا ۳ سال پیش در آستانه طـ لاق بودند (خـ یانت هومان). ۹. پنتوباربیتال در مطب هومان: داروی بیهوشی قوی بدون ثبت. ۱۰. توییت حذف شده شیوا (هفته قبل): «اگه یه روز پریا نبود، میفهمیدم زندگی یعنی چی.»
کشف جسد (روز ۲۲ ژانویه) رودخانه کن، حوالی اتوبان تهران-شمال. یک کیسه سیاه در کناره رودخانه. داخل کیسه: · سر جدا از تنه. چشمها خارج شده. دهان دوخته شده. · دستها و پاها جدا. روی سینه با چاقو حک شده: «حالا مامان میتونه بره.» · یک عروسک پارچهای (مشابه عروسک اتاق پریا) کنار قطعات. پزشک قانونی: مرگ بر اثر خونریزی و شوک ناشی از مثله کردن در حالی که قربانی زنده بوده. زمان مرگ: شب مفقودی. هویت با DNA تأیید شد: پریا احمدی.
مظنونین (۳ نفر) ۱. هومان احمدی، ۴۰ ساله – پدر جراح پلاستیک. خودشیفته. مدرک علیه او: پیامک رمزگذاری شده، دوربین مخفی متعلق به او، پنتوباربیتال. آلبی: شیوا میگوید هنگام خروج از خانه (ساعت ۸) هومان در اتاق خواب بود. اما شیوا تا ۱۰ برنگشت. هومان ۱.۵ ساعت بدون نظارت. بازجویی: «پریا رو میپرستم. اگه کسی بهش آسیب بزنه، خودم قاتلش رو میکشم.» ۲. شیوا احمدی، ۳۵ ساله – مادر پزشک کودکان. افسرده. مدرک علیه او: توییت حذف شده، جراحی شب حادثه دروغین (همکارش اعتراف کرد شیوا از او خواسته جابهجا کند)، لباس مردانه خونآلود در ماشینش. آلبی: از ۸ تا ۹:۳۰ در بیمارستان، اما یک بازه ۲۰ دقیقهای (۸:۴۰ تا ۹) کسی او را ندید. بازجویی: «هومان پریا رو دزدیده. اون پیامک توی تلفنش رو دیدم؟ میخواد به من ضربه بزنه.» ۳. بهرام صفری، ۴۲ ساله – معاون اجرایی و دوست هومان ۱۵ سال با هومان کار میکند. مدرک علیه او: سابقه ۱۰ سال پیش (اتهام آزار کودکان – بسته شدن)، شب حادثه در خیابان دیده شده (ساعت ۹:۳۰). آلبی: همسرش میگوید از ۸ تا ۱۰ در خانه بوده و تلویزیون دیده. اما مطمئن نیست آنجا بوده. بازجویی: «هومان به من گفت "اگه یه کاری برام بکنی، بیماری مادرت رو تأمین مالی میکنم" من قبول نکردم.»
بازجویی بازپرس: «آخرین باری که پریا را دیدید، چه حسی داشت؟ چیزی گفت که شما را نگران کرد؟» هومان: «پریا شب قبل به من گفت "بابا، مامان دیشب گفت دوست نداره من بزرگ بشم". گفتم چرا؟ گفت "نمیدونم. شاید میترسه من مثل اون بشم". نگران شدم اما چیزی نگفتم.» شیوا: «پریا چند بار گفت "مامان، بابا یه اتاق توی مطبش داره که منو میبره اونجا و قفل میکنه. میگه بازی". من فکر کردم شوخیه. حالا میدونم شوخی نبوده.» بهرام: «هومان یک بار به من گفت "پریا از همه باهوشتره. اگه یه روز فاش کنه که پدرش چقدر خرابه، من دیگه تهش رو میبینم". اون روز فهمیدم چقدر از خانوادهاش عصبانیه.» بازپرس: «اگر بخواهید قاتل را بر اساس آنچه از او میدانید توصیف کنید، چه میگویید؟ از نظر شما قاتل چه ویژگیهای شخصیتی دارد؟ چه کسی میتواند چنین جنایتی بکند؟» هومان: «قاتل باید آدم بسیار آرامی باشد. کسی که کسی به او شک نمیکند. شاید حتی کسی که همیشه لبخند میزند. این جنایت بدون برنامهریزی قبلی ممکن نبود. پس قاتل صبور است. خیلی صبور. شاید سالها منتظر مانده باشد. همچنین قاتل باید به خانه ما دسترسی داشته باشد. عروسک را در کمد گذاشته، دوربین را پشت قاب عکس کار گذاشته. اینها کار یک آشناست. نه یک غریبه.» شیوا: «قاتل بیمار است. کسی که از رنج دیگران لذت میبرد. احتمالاً سابقه آزار دارد. شاید در کودکی خودش مورد آزار قرار گرفته. درباره چشمها... کسی که چشمهای پریا را درآورده، از دیدن وحشت لذت میبرده. همچنین قاتل تنها کار نمیکند. این حجم از مثله کردن در یک شب؟ دو نفر لازم دارد. یکی پریا را نگه داشته، یکی بریده. یا شاید قاتل آموزش پزشکی داشته باشد. بریدن مفصلها بدون خونریزی زیاد... کار یک جراح است.» بهرام: «قاتل ضعیف است. آدمهایی که بچهها را میکشند، ضعیفترین انسانها هستند. نمیتوانند با یک بزرگسال روبهرو شوند. احتمالاً در زندگی شکست خورده. شاید رابطه عاطفیاش خراب بوده. شاید همسرش او را ترک کرده. یا شاید همیشه دیده دیگران خوشبخت هستند و او نه. این جنایت برای انتقام است. نه از پریا. از کسی که پریا را دوست داشته. جای زخم روی جسد یعنی قاتل با قربانی رابطه عاطفی نداشته. پریا فقط یک وسیله بوده.»
اطلاعات تکمیلی · بررسی پزشکی قانونی: بریدن مفصلها دقیق و بدون خونریزی بالا انجام شده. این کار نیاز به دانش تشریحی و دستهای آرام دارد. احتمال قاتل با سابقه پزشکی یا جراحی. · دوربین مخفی در اتاق پریا: تصاویر به سروری خارجی میرفت که متعلق به هومان بود. هومان اعتراف کرد پریا را زیر نظر داشته «برای محافظت». · پیامک رمزگذاری شده در تلفن هومان: «امشب کار انجام میشه. تو فقط همسرت رو امشب بیرون ببر.» – هومان میگوید «نمیدونستم کی فرستاده». · خودروی شاسیبلند مشکی (شب حادثه): متعلق به بهرام است. بهرام میگوید «اون شب ماشین دست هومان بود. من بهش قرض دادم.» · بزاق روی کاور تخت پریا: DNA متعلق به هومان. · تار موی روشن روی کاور تخت: متعلق به بهرام. · لباس مردانه خونآلود در ماشین شیوا: خون متعلق به یک حیوان است (گوسفند). شیوا میگوید «برای درست کردن کباب بود، دیگه چی؟»
کلید طلایی سه پاسخ به بازجویی دوم را کنار هم بگذارید: هومان گفت: «قاتل صبور است. سالها منتظر مانده. باید به خانه ما دسترسی داشته باشد. کار یک آشناست.» شیوا گفت: «قاتل از رنج لذت میبرد. سابقه آزار دارد. احتمالاً آموزش پزشکی دارد. بریدن مفصلها بدون خونریزی بالا... کار یک جراح است.» بهرام گفت: «قاتل ضعیف است. در زندگی شکست خورده. شاید رابطه عاطفیاش خراب بوده. این جنایت برای انتقام است. پریا فقط یک وسیله بوده.»
توجه داشته باشید که باید مظنون اصلی را بدون نام بردن از شخصی که فکر میکنید هم دست بوده نام ببرید
اگر پاسخ درست بدید با گرفتن امتیاز متوجه میشوید(اگر جز ۳ نفر اولی باشید که پاسخ درست داده باشید)
و من در پاسخ به جواب شما نمیگم
در آخر پس از چند وقت پاسخ درست به همراه دلایل در کامنت ها پین میشه
منم میگم شیواست با همکاری بهرام.. چرا که شیوا تنها کسیه که کلا دنبال این بوده پریا رو از سر راهش برداره.. همینطور اینکه شیوا مدام دنبال اینه که قضیه رو بندازه گردن همسرش.. پس پاسخ نهایی و مجرم اصلی شیواست.
هومان
داداش چیشد کی بود
ذهنم درگیر-
بماند🤡
🗿🎀
من میگم بهرام
هومان
اونجایی که گفته شده برای جراحی جابجا کرده یعنی مادره هم در جراحی دست کمی نداره
شیوا ـ بنظرم تنها بوده و کسی کمکش نکرده و فقط از موقعیت بهرام و هومان استفاده کرده، شیوا یکبار خیانت همسرش رو تجربه کرده و چون نتونسته بخاطر پریا بره دلخور بوده و آثار از کار دهشتناکی که رخ داده برای اون همه سال هایی هست که صبر کرده و نگهش داشته...
سوئیچ ماشین بهرام چون به هومان قرض داده داخل خانه هست و... میتونسته بنظرم کار شیوا به تنهایی باشه (پزشک کودک بودن هم باید در نظر بگیریم)*
من احساس میکنم هومان و شیوا دست به یکی کردن و این کار رو سر پریا اوردن