همه ما انسانها درست زمانی به دنیا میآییم که هیچکارهایم؛ نه راه میریم و نه حتی سرمان رو نگه میداریم. در زیستشناسی تکاملی به این حالت «اَلتریشیلیتی» میگن؛ یعنی نوزادی که کاملاً به والدین وابسته است. اما از طرف دیگه، اسب و زرافه «پریکوشِل» هستن؛ یعنی با مغزی تقریباً کامل متولد میشن. بچهی اسب دقایقی بعد تولد چهارنعل میتازد و زرافه از ارتفاع ۲ متری سقوط میکنه و بلافاصله میایسته. اما مگر ما برترین گونه نبودیم؟ پس چرا با این همه ناتوانی پا به جهان میگذاریم؟
چرا بچه حیوانات موقع تولد، از نوزاد انسان کاملترن؟ تصور کن یه روز رفتی باغ وحش...(از اون روزایی که رژیمت رو گذاشتی کنار و با یه بسته چیپس پنیری جلوی قفس شیر وایسادی.) همونجور که قدم میزنی میرسی به محوطهی زرافهها. یه بچه زرافه میبینی که انگار تازه از کارخونه تحویلش دادن و هنوز پلاستیکاش رو نکندن. بند نافش در حال خشک شدنه، ولی...ولی ایستاده! روی اون پاهای لرزون و چوبکبریتیش. بعد کمکم راه میافته؛ اولش یه کم تاب برمیداره، ولی میخواد قوانین فیزیک رو زیر پا بذاره... و ظرف چند دقیقه، کنار مادرش در حال گشتزدنه! تو چیپس رو میذاری کنار. یه لحظه به زندگی خودت فکر میکنی. به خواهرت که تازه بچهدار شده؛ اون بچه براش شش ماه طول میکشه تا بتونه روی شکم بخوابه بدون اینکه راه هواییش مثل نی نوشابه تا بشه...شش ماه! اون هم برای مهارتی که زرافه توی شش دقیقه انجام داده! و اینجاست که این سوال مثل یه پتک میخوره توی ذهنت: صبر کن ببینم... ما که ظاهراً تاجدار خلقتیم؛ پس چرا نسخه نوزادمون اینقدر ضعیفه؟
برای جواب دادن به این سوال اول باید بریم سراغ لیست شرمندگی انسان در برابر نوزادان حیات وحش: • زرافه: مادر ایستاده زایمان میکنه. بچه از ارتفاع تقریباً دو متری سقوط آزاد میکنه روی زمین. این اولین تجربهی زندگیشه. فرض کن یه نوزاد انسان بلافاصله بعد از تولد پرت بشه روی یه سطح سفت اونم از فاصلهی دو متری! چی میشه؟ بچه از دست میره و احتمالاً یه دادگاه بینالمللی تشکیل میدادن و از مادر به دادگاه لاهه شکایت میبردن. ولی بچه زرافه بلند میشه، پاهاش رو میتکونه، و تا یک ساعت بعد آمادهست که از چنگال شیر فرار کنه. عملاً انگار از همون اول، سیستم "فرار از شیر" رو نصب داره. نسخه ۱.۰. کامل و آماده. • اسب و گورخر: اینا نیم ساعت بعد از تولد، چهارنعل میتازن. انگار توی رحم مادرشون یه تمرین دو داشته باشن یا مربی داشته باشن یا اصلا انگار باشگاه رفتن! بچه اسب تازه متولد شده میتونه با سرعت حدود ۶۰ کیلومتر بر ساعت بدوه؛ شصت کیلومتر! اون وقت نوزاد انسان بعد از ۹ ماه تازه میتونه نشسته تلویزیون تماشا کنه. واگه کانال عوض بشه، میزنه زیر گریه... • جوجه اردک: از تخم بیرون میاد، پوست تخم هنوز به پرهاش چسبیده، بوی زرده تخممرغ میده، ولی مستقیم راه میافته دنبال مامانش. نه کسی بهش راه رفتن یاد داده، نه فیلم آموزشی دیده، نه مربی داشته. یه چیزی شبیه این که لپتاپ رو از جعبه دربیاری و مستقیم بوت بشه و آمادهی کار باشه. در حالی که نوزاد انسان مثل یه کامپیوترِ از کارخونه دراومدهست که حتی ویندوز هم روش نصب نیست. فقط یه چشمکزن کوچیک روی مانیتور که یعنی «من روشنم، ولی هیچ کاری ازم برنمیاد.» • آهو: بچه آهو تا چند ساعت بعد از تولد، کنار مادرش در حال دویدن و پنهان شدن از پلنگه. پنهان شدن رو هم خوب بلده ها! خب کی بهش یاد داده؟ هیچکی. از کجا میدونه کجا علفها بلندتره؟ کجا سایهست؟ کجا رنگش با محیط جوره؟ عجیبه نه؟ این درحالیه که نوزاد انسان رو بذاری روی فرش پذیرایی، حتی نمیتونه خودش رو از چشمهای عروسک کنار قفسه هم پنهان کنه. فقط میبینه عروسکه بهش زل زده و صدای جیغش بلند میشه...
و حالا نوزاد انسان: وقتی به دنیا میاد، نه تنها نمیتونه راه بره، نمیتونه بشینه، نمیتونه چهار دست و پا بره، حتی نمیتونه سرش رو نگه داره! سرش مثل یه هندوانهی سنگین روی گردنی که از اسپاگتی پخته هم نرمتره، تاب میخوره. اگه سرش رو ول کنی، مثل یه گلدون برعکس میفته رو شونهات! تنها قابلیتهای کارخانهای نوزاد انسان: ۱. گریه کنه (با سه حجم مختلف: ناله، شیون، آژیر خطر)، ۲. شیر بخوره (البته گاهی هم توی این کار میمونه و ناز میاره و مادر رو به مرز جنون میرسونه)، ۳. بخوابه (و در بدترین زمانهای ممکن برای والدین بیدار بشه)، و ۴. پوشکش رو کثیف کنه (با تعهدی که در کمتر کارمند ادارهای میبینی). انگار طبیعت گفته: «این یکی رو درست کردم، بعداً میام دنبالش. شما یه مدتی نگهش دارین. راستی، دفترچه راهنما هم نداره. موفق باشید!»
ولی خب... چرا؟ مگر ما تاجدار خلقت نیستیم؟ جواب اصلی یه کلمهست: مغز. ما داریم تاوان چیزی رو میدیم که بزرگترین داراییمونه. مغز نوزاد انسان در بدو تولد، حدود ۲۵ درصد حجم مغز بالغ رو داره. در شامپانزه، این عدد حدود ۴۰ درصده و در ماکاکها حدود ۷۰ درصده. و در اسب؟ اسب تقریباً با مغز کامل به دنیا میاد. مثل اینه که اسب با یه هارد پر از اطلاعات تحویل مشتری بشه، ولی انسان با یه پارتیشن خالی. چرا ما با مغز ناقص متولد میشیم؟ یه لحظه فکر کن: اگه میخواستیم نوزادمون با مغز کاملتر متولد بشه، باید مدت بارداری انسان حدود ۱۸ تا ۲۱ ماه میبود. یعنی تقریباً دو برابر الان! تصورش رو بکن: ۲۱ ماه بارداری. یعنی یه زن تقریباً دو سال از عمرش رو با یه شکم بزرگ راه بره... این به کنار یه مشکلی دیگه هم هست، یه مشکل خیلی جدی: اگه جنین ۱۸ ماهه میخواست از کانال زایمان عبور کنه، سرش انقدر بزرگ میشد که عملاً زایمان غیرممکن میشد! مادرها میمردن. نوزادها میمردن. نسل انسان مثل یه فایل خراب، کرش میکرد و ما منقرض میشدیم... پس طبیعت یه راهحل عجیب پیدا کرد، یه راهحل که انگار یه مهندس خسته که ساعت ۴ صبح به ذهنش اومده و رفته ارائه داده و همه بهش خندیدن ولی بعدش دیدن واقعاً جواب میده: همهی ما نارس به دنیا میایم. به این پدیده در زیستشناسی تکاملی، "altriciality" میگن؛ یعنی زاده شدن در مرحلهای که نوزاد کاملاً به مراقبت والدین وابسته است و توانایی حرکت مستقل یا تغذیه شخصی رو نداره. از طرف دیگه این طیف، حیواناتی مثل اسب و زرافه رو "precocial" مینامند؛ یعنی موجوداتی که با سطح بالایی از بلوغ عصبی و حرکتی متولد میشن و میتونن بلافاصله پس از تولد از خودشون مراقبت کنن...
بودجهی طبیعت: سختافزار یا نرمافزار؟ اینجا باید یه پرونده رو باز کنیم که خیلی وقته خاک میخوره: تفاوت استراتژی. حیواناتی مثل زرافه، اسب و آهو با یک سختافزار تقریباً کامل به دنیا میان. مغزشون از قبل سیمکشی شده. مثل یه ربات که از کارخانه بیرون میاد و بلده راه بره، غذا پیدا کنه و از خطر فرار کنه. ولی این موجودات یه نقطه ضعف دارن، نقطهضعفشون اینه که آپدیتپذیر نیستن! یعنی همون نرمافزاری که موقع تولد دارن، تا آخر عمر دارن... اسب هیچوقت یاد نمیگیره ساز بزنه و یه گورخر هیچوقت غروب جمعه برای غمهایش ویولن نمینوازه.... ما اما با یک سختافزار کاملاً ناقص و یک نرمافزار جادویی به دنیا میایم. مغز ما در بطن تولد مثل یک هارد خام هست که فقط BIOS روش نصب شده. چراغش روشنه، ولی هیچ برنامهای توش نیست. ولی هوصش ظرفیتش... ظرفیتش بینهایته! ما میتونیم هر چیزی یاد بگیریم: ▪︎زبان (حتی اگه مال یه قبیلهی دورافتاده باشه)، ▪︎موسیقی (حتی اگه نتهاش روی یه ساز عجیب ژاپنی باشه)، ▪︎ریاضیات (حتی اگه حروف یونانی توش باشه و اعصاب نداشته باشی)، ▪︎رانندگی (با دنده دستی، توی ترافیک تهران)، ▪︎دروغ گفتن (که متأسفانه خیلی زود یاد میگیریم)، ▪︎شطرنج، آشپزی، برنامهنویسی، نقاشی، و حتی پرواز با هواپیما. ▪︎ما میتونیم آتش درست کنیم، میتونیم ماهواره بفرستیم و حتی میتونیم توی تستچی برای غریبهها کامنت بذاریم. حیوانات با غریزه به دنیا میان؛ ما با توانایی یادگیری غریزه. غریزهی ما اینه که هیچ غریزهی ثابتی نداریم. نمیدونیم چطور راه بریم، ولی میتونیم یاد بگیریم که روی ماه راه بریم! نمیدونیم چطور حرف بزنیم، اما میتونیم شعری بگیم که حتی هزار سال هم ادم ها رو به گریه بندازه...
بیا یک لحظه صادق باشیم؛ یه سناریو رو تصور کن: اگه نوزاد انسان هم مثل بچه زرافه، یک ساعت بعد از تولد راه میافتاد و میدوید، چه اتفاقی میافتاد؟ به نظرت جهان چه شکلی میشد؟ احتمالاً نه زبانی شکل میگرفت، نه فرهنگی؛ نه کتابی نوشته میشد، نه شعری، نه موسیقیای، نه فلسفهای، نه علمی. چون همهچیز خیلی سادهست دیگه هیچ نیازی به ماندن کنار هم نبود. بچه زرافه راه میافته و میره. مادرش رو ول میکنه. اما بچه انسان اگه راه بیافته و بره، نهایتش میافته توی حوض آب. و به نظر من این نیاز به ماندن، این وابستگیِ ناگزیر، ما رو به هم گره زد. ما مجبور شدیم کنار هم بمونیم. از هم مراقبت کنیم. حرف بزنیم. داستان بگیم. آموزش بدیم. و این ضعف ما، خانواده رو اختراع کرد. عشق رو اختراع کرد و تمدنها رو بهوجود آورد.... ضعف نوزاد، پدرِ تمام چیزهای بزرگ انسانیه. این ضعف، کارگاه جادوییای بود که ما رو از یک موجود بیدستوپا به ارباب سیاره تبدیل کرد. نوزاد انسان، اون گلدون واژگونِ روی شانه، اون موجودی که حتی نمیتونه سرش رو نگه داره، روزی فرمانده سفینهای خواهد شد که میتونه حتی از منظومهی شمسی خارج بشه!
پس بگذار یه جور دیگه نگاه کنیم: طبیعت، آن قصاب خوشقلب، آن مهندسِ بودجهبریده و همون معمار دیوانه، راهپلهها رو خراب کرد تا سالن رو بزرگ کنه... به بچه آهو پاهای سریع داد، ولی زنجیرش کرد به همان دشت. به بچه اردک شنا کردن داد، ولی محبوسش کرد به همان برکه. به بچه زرافه قد بلند داد، ولی محدودش کرد به همان برگهای بالای درخت. به بچه اسب سرعت داد، ولی او را برای همیشه در تقویمِ «چریدن و فرار کردن» جا گذاشت. و به نوزاد انسان؟ هیچی نداد. نه پا، نه سرعت، نه غریزهی شنا، نه توانایی فرار، نه حتی قدرت نگه داشتن سرش. فقط یک چیز داد: مغزی که خودش تصمیم میگیره چه چیزی باشه. و ما با آن مغز، شنا رو از ماهیها یاد گرفتیم، مهندسی پرواز رو از پرندهها دزدیدیم، سرعت رو از یوزپلنگ قرض گرفتیم و بعد از همهی آنها جلوتر زدیم. اینطور شد که ماهیها در آب ماندن و ما به فضا رفتیم! این «هیچ»، این دستخالی آمدن، بزرگترین کلاهبرداری تاریخ تکامله. ما با دست خالی آمدیم، ولی جیبهایمان برای غارت جهان دوخته شده بود!
و پیچش آخر: پس بگذار ضعیف باشیم. بگذار ناتوان باشیم. بگذار مثل یک گلدون واژگون روی شانه مادر تاب بخوریم. بگذار اولین سالهای زندگیمان چیزی نباشیم جز یک دهانِ گریان و یک معده پر از شیر. چون این ضعف، قیمتی بود که ما برای پرواز به ماه پرداختیم. این ناتوانی، بهای سمفونی نهم بتهوون بود. این وابستگی، هزینهی «ایلیاد و ادیسه» بود. این «هیچ»ِ اولیه، بهرهی دیرکردِ وامی بود که حالا تمام کهکشان رو نشانه رفته... همهی حیوانات، «کامل» به دنیا میآیند و در همان قاب میمانند که هستن. اما یک اسب هرگز ویولن نمیزند. یک گورخر هیچوقت پیتزا نمیپزد. یک زرافه هیچ شعری برای غروب جمعه نمینویسد. ما «ناقص» به دنیا میآییم و هر بار خودمون رو از نو میسازیم. مثل یک مجسمه که هرگز تمام نمیشه. مثل شعری که مدام بازنویسی میشه. مثل عاشقی که هر روز صبح، دوباره عاشق معشوقش میشه... پس ما ناقصترین نوزاد جهانیم. ولی این ناقصی، امضای ما بر پیشانی ابدیت است!
پست عالی بود ولی الان کی میتونه بره فصا؟
ممنون🌸✨
جوری که من میدونم از یوری گاگارین در سال ۱۹۶۱ تا همین امروز، بیشتر از ۷۰۰ فضانورد به فضا رفتن و روی ماه هم فرود اومدیم.
جالبیش اینه که تکتک این آدمها روز اول حتی توانایی راه رفتن هم نداشتن، ولی مغز انعطافپذیر انسان بهشون اجازه داد سفینه بسازن و از جو خارج بشن؛ کاری که هیچ موجود دیگهای روی زمین حتی نمیتونه تصورش رو بکنه. 😄✨
من دیگه رد دادم
پر محتوا ترین و مفید ترین پست وجود ندار_
شاهکار بود خسته نباشی🌷
جدی جدی سوالمم چند روزه شده بود😅
مایل به فرند؟
خیلی زیبا و درست بود. خسته نباشی🤍
اما یک دلیل دیگه هم داره. نوزاد انسان نیازمند مراقبته و وقتی انسان این مراقبت رو انجام میده در واقع دوپامین و اکسی توسین توی بدنش ترشح میشن و حس خوبی میگیره. پس مغز تصمیم میگیره:«بیا یکی دیگه هم ازش داشته باشیم!»
در واقع انسان رو ترغیب میکنه به فرزندآوری که باعث ادامه ی نسل و بقای بیشتر میشه.
پس علنا با یک تیر دو نشان میزنه! (مراقبت از نوزاد و بزرگ شدنش، و ترغیب انسان به ادامه ی نسل)
فوق العاده بود😀😀
عالی بود
جالب بود واقعا ذهنم درگیر شد😃
عالی بودددددددد
فوق العاده!
پستات خیییییلی جالبننن واقعااا